میزگرد تجاری سازی طرح ها و پروژه های حوزه ی شناختی

بررسی چالش های سرمایه گذاری در استارتاپ های علوم شناختی

دکتر سید محمد مهدوی: رییس کارگروه زیست بوم فناوری ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی

محمد حسین رضوانیان، مدیر ارزیابی سرمایه گذاری صندوق نوآوری و شکوفایی

دکتر مهدی متقیان، دکتری کارآفرینی و مدیرعامل شرکت بومرنگ و مشاور کسب و کارها در جذب سرمایه

مهندس میثم سهرابلو، کارشناسی ارشد سرمایه گذاری صندوق توسعه ی تکنولوژی

مهندس علیرضا کرد، کارشناس ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی

+به طور کلی فضای تجاری سازی علوم شناختی را در دنیا چطور ارزیابی می‌کنید؟ و چالش هایی که دردنیا وجود دارد مانند کشش پایین بازار در این حوزه، ریسک ذاتی سرمایه گذاری روی این محصولات، طولانی بودن پروسه ی ورود به بازار برای این محصولات و… چقدر قابل تعمیم به فضای تجاری موجود به داخل کشور است؟

دکتر متقیان: شاید بزرگترین چالش در این حوزه ناشناخته بودن این حوزه است و حتی میتوان گفت که کشش پایین بازار وجود دارد بخاطر این است که این حوزه ناشناخته است و این در کشور ما بسیار پررنگ تر است. شاید وظیفه دولت یا ارگان های حمایت کننده این است که بستری را فراهم کنند تا فرهنگ این بحث بیشتر در بین مردم جا باز کند. معمولا در تکنولوژی های نوظهوری مانند این ما همیشه بحث فشار تکنولوژی را نسبت به کشش بازار داریم. در این راستا انعکاس اتفاق های در حال وقوع در دنیا می‌تواند به شناخته شدن بیشتر این حوزه کمک کند.

دکتر رضوانیان: من میخواهم کمی عقب تر بروم و این پرسش را مطرح کنم که آیا اساسا بازاریاب ها می‌توانند نیازی را خلق یا کشف کنند؟ برخی از بازاریابان این پرسش اخلاقی را مطرح می‌کنند که ممکن است نیاز خلق شده، یک نیاز واقعی نباشد و صرفا برای کسب درآمد بیشتر به وجود آمده باشد. اما جوابی که برای چنین پرسشی وجود دارد این است که کسی نمی‌تواند نیازی را خلق کند. یا باید نیاز راکشف کرد و یا اینکه راه های پاسخ‌دهی به نیاز را تغییر داد. فارغ از علوم شناختی بهتر است که به بحث از منظر کلی تری نگاه کنیم و به این بپردازیم که اگر بخواهیم یک ایده ای را تجاری سازی کنیم باید چه کنیم و بعد از آن به بحث تجاری سازی درحوزه علوم شناختی و چالش های مرتبط با آن بپردازیم. ما زمانی که میخواهیم ایده را به کسب و کار تبدیل کنیم باید مراحلی را طی کنیم، ابتدا باید به یک ایده برسیم، قاعدتا این ایده به یک نیاز پاسخ داده نشده برمی‌گردد و فرصتی را ایجاد می‌کند، ایده راهکار خلاقانه ی من است تا از آن فرصت استفاده کنیم، بعد از ایده پردازی، حلقه ی بعدی، ایجاد یک طرح کلی از آن ایده است. پس از مراحل غربالگری نوشتن یک طرح کسب وکاری اهمیت می‌یابد. در ادامه باید بتوانم حلقه های بعدی برای تجاری سازی آن را هم جلو ببرم و به نظر من در علوم شناختی سختی کار، طی کردن حلقه های بعدی این فرایند است.

دکتر مهدوی: عموما فناوری ها از زمان تولد تا زمانی که بتوانند در زندگی و کسب و کار آدم ها جای باز کنند، نیازمند حمایت و مراقبت هستند. معمولا این نقش را حاکمیت برعهده می‌گیرد، اما باید یک سری از حداقل ها هم در جامعه توسعه دهنده وجود داشته باشد که بر این مبنا بتوان زمینه ای را برای رشد کسب وکار ها ایجاد کرد. ابزار هایی برای این حوزه پیش بینی شده است تا ایده ها، قابلیت ها و محصولات بازار را پشتیبانی کند. حوزه ی علوم و فناوری های شناختی جزو جوان ترین حوزه های کارآفرینی در کشور است که خوشبختانه ستاد توسعه ی علوم و فناوری های شناختی در نسل جدید فعالیت های خود به این موضوع توجه دارد. ستاد در دوره های قبل به توسعه زیر ساخت، تربیت نیروی انسانی پرداخته است و در حال حاضر این قابلیت ها اعم از زیر ساخت و منابع انسانی به حدی رسیده است که بتوان طرح های حوزه ی شناختی را به کسب و کار رسانید یا به عنوان محصول یا خدمت به جامعه ارائه کرد. البته حاکمیت باید الزاماتی را هم برای حمایت از تجاری سازی این طرح ها فراهم کند. اولا نقش حمایتی حاکمیت در این زمینه مطرح است دوم صیانت و مراقبت از این دست از فناوری ها و در نهایت اینکه با بسترسازی مناسب فرایند ورود این طرح ها به حوزه کسب و کار را تسهیل کند. حمایت های حاکمیتی به ویژه ازگروه های تحقیقاتی و استارتاپ هایی که می‌توانند در حوزه فناوری ایده ای را ارائه کنند باید به شکلی باشد که از شتابدهنده ها ومراکز نوآوری کمک بگیرند که در نهایت این طرح ها به بازار برسند.

میثم سهرابلو: پس تکلیف سرمایه گذاری بر روی طرح ها و محصولات شناختی چه میشود؟ طبق نکاتی که آقای رضوانیان و دیگر دوستان فرمودند، شکل گیری یک ایده از کشف یک نیاز صورت می‌گیرد و در نهایت می‌خواهیم از ایده های در حال توسعه به درآمد زایی برسیم خیلی به ندرت پیش می آید که در کسب و کارها افراد به دنبال سود دهی نباشند و بیشتر کسب و کارها به دنبال درآمد زایی هستند. بنابراین کارآفرینان یا کسانی که همزمان نیازی را شناسایی می کنند باید به این نکته توجه کنند که چطور می توانند ایده ی خود را به کسب و کار تبدیل کنند. طبیعتا زمانی که بحث درآمد زایی است باید بازار آن حوزه را در نظر گرفت. زیرا از بازار می‌توان جریان درآمدی خلق کرد.

نکته ی دیگر این است که اکثر کسب و کارهایی که توانستند رشد کنند و در فضای اکوسیستمی باقی بمانند اکثر آنها به نیاز سنجی های عمومی هستند، یعنی به نیاز های عمومی پاسخ می دهند و بنابر گفته ی دکتر متقیان ناشناخته بودن فضای شناختی بسیار مهم است، زیرا هر حوزه ی کسب و کاری بالقوه ای اگر از دید رسانه، مردم و دولت ناشناخته باشد طبیعتا توجه کمتری هم به خود جلب می کند. اکثر سرمایه گذاران خطر پذیر، روی حوزه هایی سرمایه گذاری می‌کنند که سود دهی بالا و نسبتا خوبی داشته باشد. سوددهی بالا طبیعتا از بازار ضعیف محقق نمی‌شود. حوزه ی نوروتک تاحدودی به حوزه ی سلامت فردی و اجتماعی مربوط یا اثر گذار است اما متاسفانه با وجود اهمیت این موضوع این حوزه مورد غفلت قرار گرفته است. به نظر من بخشی از این اتفاق به دلیل بی توجهی رسانه به این حوزه است. این بی توجهی سبب می‌شود تا کاربران توجهی به این نیاز نداشته باشند و بالطبع بازار این نیاز هم شکل نمی‌گیرد. از طرفی کارآفرینان هم زمانی که می‌بینند بازار این حوزه ضعیف است به دنبال ایده پردازی نمی‌روند در نهایت سرمایه گذاران هم با مشاهده ی شرایط حاکم بر بازار و نبود کاربران به سمت سرمایه گذاری های خطرپذیر بر روی این حوزه نمی روند.

نکته ی مهم دیگر این است که ما باید در نظر داشته باشیم که نمی‌توانیم کاملا در مسیر بازار جهانی گام برداریم، زیرا این مردم هستند که بازار را می سازند و عوامل زیادی از جمله فرهنگ، جامعه، اخلاق و سنت بر روی جو موجود در بازار اثر گذارند، در نتیجه ما باید باه نگاه به بازارهای بین المللی و داخلی، داریم تفاوت های فرهنگی و معیشتی را در نظر بگیریم.

دکتر متقیان: من زمانی در استارتاپ های حوزه ی روانشناسی بودم و جالب اینجاست که این استارتاپ ها بسیار متقاضی دارند، به نظر من باید نگاهمان را تغییر دهیم و بگوییم: بازار این حوزه وجود دارد اما به درستی شناسایی نشده است. در علوم شناختی ما با یک اقیانوس آبی مواجه‌ایم، کسانی که در این حوزه به دنبال ایده یا راه اندازی کسب و کار هستند، اقیانوس آبی ناشناخته هستند. پیشنهاد من این است که در قدم اول استارتاپ ها یا شرکت های برتر شناختی دنیا را بررسی کنیم. به گفته ی آقای سهرابلو باید بتوانیم این ها را در داخل کشور بومی سازی کنیم، در قدم دوم بررسی بازار مشابه این استارتاپ ها در ایران و تغییر آن است.  قدم سوم بحث جذابیت ورود به بازار است اینکه با پشتوانه ی حاکمیت بتوانیم بازار را برای ورود سرمایه گذاران و رشد استارتاپ ها و کسب و کارهای این حوزه ایمن سازیم. متاسفانه ما در کشورمان در این موارد سه مرحله زیر را طی میکنیم؛ 1- ذوق زندگی نسبت به یک مفهوم جدید 2-دل زدگی و اجتناب از آن 3- و در نهایت واقع بینی نسبت به آن موضوع. از طرفی اخذ مجوز در این حوزه بسیار زمان بر است که یکی از نقش های مهمی که حاکمیت می تواند داشته باشد تسریع اخذ فرایند مجوز هاست همانطور که آقای سهرابلو هم به آن اشاره کردند، نباید انتظار داشته باشیم در چنین بازای سرمایه گذاری های خطر پذیر و کلان انجام شود، زیرا در اقتصاد بحث دو دوتا چهارتا ست، در نتیجه بحث دولت و حمایت از کسب و کارها در میان است. اگر بتوانیم با حمایت های دولت چند سرمایه گذاری موفق داشته باشیم، کم کم دیگران هم تشویق به سرمایه گذاری و ورود به این حوزه خواهند شد.

ما اکنون در فضای شناختی، دانش لازم وتیم فنی برای اجرای چنین طرح هایی را داریم، از طرفی ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی هم چند سالی است که با حمایت از نشریات گوناگون و برگزاری برنامه ی ترویجی متعدد در حوزه ی علوم شناختی، می‌کوشد این حوزه را به جامعه معرفی کند، همچنین ما توانسته ایم تکنولوژی های سطح بالا مانند دستگاه ثبت سیگنال مغزی افنیرز و الکترود های DBS تحریک عمقی مغز تولید کنیم، با اینکه مردم به نسبت قبل شناخت بیشتری از این حوزه دارند، اما از طرفی شاهد این هستیم که اغلب این حوزه برای سرمایه گذاران جذاب و قابل اعتماد نیست. سوالی که مطرح است این است که چه زمانی باید از سرمایه گذاران انتظار ورود به این حوزه را داشته باشیم؟ آیا پس از شکل گیری بازار می‌توان چنین انتظاری داشت؟

دکتر رضوانیان: سرمایه گذار خصوصی به دنبال کسب سود و منفعت شخصی است و وظیفه ای ندارد، برای سرمایه گذاری هم نیازمند اطلاعات سیاست گذاری است. سه شرط اساسی لازم است تا یک استارتاپ و ایده اولیه به حوزه تجاری سازی وارد شود: اولین شرط لازم خواستنی بودن آن ایده یا طرح است، دوم اینکه این ایده به لحاظ فنی و تجاری عملیاتی باشد و سوم آنکه ایده ماندنی باشد. بنابراین بحث تحقیق بر روی بازار برای سرمایه گذاران بسیار اهمیت دارد. زیرا سرمایه گذاران با تکیه بر داده های حاصل از تحقیقات بر روی بازار است که اقدام به سرمایه گذاری می کنند. میزان قابل توجهی از طرح های حوزه شناختی پس از ایده پردازی و غربالگری و توسعه طرح خود به جای تحقیقات اصولی و حرفه ای بر روی بازار صرفا بر یک سری داده ثانویه تکیه می‌کنند، اکتفا به یک سری داده ثانویه هم هیچ گاه نمی‌تواند اعتماد سرمایه گذاران را برای سرمایه گذاری بر روی این حوزه جلب کند. اصطلاحا می گویند، پول ترسو است یعنی نمی‌تواند جای غیرقابل اطمینانی وارد شود. به نظر من ضعف اساسی در این حوزه عدم انجام تحقیقات معتبر و با کیفیت در بازار است.

میثم سهرابلو: پیرو گفته های آقای متقیان و رضوانیان در بحث سرمایه گذاری، سرمایه گذاران به دنبال این هستند که پس از مدتی بتوانند رشد سرمایه داشته باشند. پارامتر دیگری که سرمایه گذاران به آن دقت می‌کنند این است که طرح توسط چه کسانی حمایت شده است. در کل سرمایه گذار در هر بازاری چالش های خاص خود را دارد، برای مثال بازار گردشگری که در حال حاضر بازار قابل اعتمادی است، در گذشته چالش های خود را پشت سر گذاشته، البته این فرایند زمان بر و مستلزم تلاش بسیار است.

دکتر مهدوی: ما در حوزه ی علوم شناختی نه تنها بازار تحقیقاتی بلکه حتی طرح کسب و کار قابل اتکایی هم عمدتا از سمت تیم ها نمی‌بینیم. از برنامه هایی که ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی دارد کمک به عبور از دره ی مرگ است و این یعنی کمک به تیم ها برای فراهم کردن شرایط و ابزارهایی که یک تیم برای رسیدن به کسب و کار به آن نیاز دارد و خوشبختانه از امسال ما تدوین طرح کسب و کار را از سوی ستاد فراهم کردیم. این فقط به تدوین طرح کسب و کار خاتمه نمی یابد و در ادامه تیم ها را جهت رسیدن به کسب و کار هم حمایت می کند. همچنین اینکه می‌توان طی اقداماتی ریسک سرمایه گذار را در این حوزه کاهش داد، برای مثال در صندوق نوآوری و شکوفایی اصل سرمایه سرمایه گذار بیمه شد، که با این اقدام زمین بازی جدیدی برای سرمایه گذاران فراهم شد. کار دیگری که انجام شده است، مطالعه مفصل کسب و کارهای حوزه ی علوم شناختی، آموزش و پرورش، بازی ها، علوم اعصاب و … بوده است، که گزارش آن الان بر روی سایت ستاد است، بحث دیگر شناسایی صنایع مرتبط با حوزه شناختی است، برای مثال صنعت تبلیغات، آموزش و پرورش، بیمه، بهداشت و درمان و … و ملحق کردن آنها به حوزه های مرتبط شناختی است.

علیرضا کرد: گاهی به نظر می رسد که شناختی ضد برند است، زیرا ما به تنهایی در حوزه های گوناگونی مانند بازی ها، هوش مصنوعی، روانشناسی و … بازار خوبی داریم اما زمانی که اینها را با عنوان شناختی، تعریف میکنیم برای مخاطب عام این پرسش را مطرح می کند که اساسا “شناختی” یعنی چه؟

دکتر رضوانیان: بحث دیگری که برای سرمایه گذاران اهمیت بسیاری دارد، بحث تیم است. مهم ترین شاخص برای انتخاب سرمایه گذاری، تیم است. اکثر تیم های شناختی موجود، معمولا کسانی بودند که صرفا در حوزه‌ی شناختی تحقیقات آکادمیک داشتند، یا می‌خواستند تحقیقات خود را به یک ایده ی سرمایه گذاری تبدیل کنند، که نیازمند تیمی است با تعداد مشخصی از افراد که از تخصص های لازم برخوردارند. این تیم سازی نسبت به هر چیز دیگر برای سرمایه گذار مهم تر است چه بسا وجود یک عضو کسب و کاری در تیم بسیار لازم است. ما همیشه اصلی ترین ویژگی ای که به آن برای سرمایه گذاری به آن توجه می‌کنیم، بحث تیم است. یعنی اگر یک تیم، تیم خوبی باشد حتی اگر با مشکلاتی هم مواجه شود، می‌تواند بعدا تغییر مسیر بدهد. اما اکثر مواقع میبینیم که به موفقیت نمی‌رسد.

علیرضا کرد: با وجود فراهم شدن ساز و کارهایی از سوی ستاد برای کمک به تیم ها برای ورود به حوزه ی کسب و کار، ما همچنان شاهد آنیم که بسیاری از تیم ها از این خدمات استفاده نمی‌کنند، طوری که انگار اصلا به حوزه کسب و کار و تجاری سازی احساس نیاز نمی‌کنند.

چرا با وجود موفقیت برخی از استارتاپ های حوزه ی شناختی در بازار، در جذب سرمایه موفق نمی‌شوند؟

دکتر رضوانیان: یک اصلی که در جذب سرمایه و تامین مالی وجود دارد، اصل اولویت بندی است، برای تامین مالی اولین و مطمئن ترین مسیر سرمایه خود سهام دار است. در مرتبه بعدی تامین مالی از طریق اخذ وام است و در مرتبه ی آخر جذب سرمایه و واگذاری سهام است. واگذاری سهام یعنی تیم در ازای واگذاری درصدی از سهام به سرمایه دار، سرمایه ی نقدی جذب می‌کند. در اکثر مواقع تیم چون بدیل های دیگری دارد، این گزینه را انتخاب نمی‌کند و در اکثر مواقع تیم ها حاضر به واگذاری بخشی از سهام شرکت خود نیستند، و به جای این کار از بدیل های دیگری مانند دریافت وام استفاده می‌کنند. در دنیا هم البته ما می‌بینیم که نسبت اخذ وام به نسبت سرمایه گذاری 12 برابر است.

میثم سهرابلو: از نگاه سرمایه گذار خصوصی هم بحث تامین مالی با وام مثبت است، زیرا نشان دهنده ی این است که تیم چقدر حاضر است برای کسب و کار خود تلاش و ریسک کند.

دکتر مهدوی: بهتر است در مورد توسعه ی بازار کمی دقیق تر صحبت کنیم. ما در این مسیر می‌توانیم بخشی از سوژه ها را از مسیر فشار فناوری انتخاب کنیم. این پرسش مطرح است که چطور می‌شود بازار را به این حوزه نزدیک کرد و چه ساز وکارهایی برای این حوزه وجود دارد. مشخصا نقش ستاد و همکاران ستاد مانند، شتابدهنده ها، صندوق های پژوهش و فناوری، مراکز نوآوری و … چیست؟ همانطور که دوستان هم به آن اشاره کردند، حمایت ها و فرصت هایی که حاکمیت آن را فراهم می‌کند و سپس معرفی این حوزه به عموم افراد می‌تواند اثربخش باشد. از جمله کارهایی که می‌توانیم در این راستا انجام دهیم طراحی و اجرای کمپین هایی در این حوزه است. طراحی و اجرای کمپین اقدامات بسیار زیادی از جمله اقدامات رسانه ای، برگزاری رویدادها و البته تامین مالی دارد.

چرا تا به امروز این معاونت راه اندازی نشده بود؟

دکتر مهدوی: ما در حوزه علوم و فناوری شناختی جزو جوان ترین حوزه ی فناوری در کشور هستیم و فناوری های شناختی کمتر از یک دهه است که با رای شورای عالی انقلاب فرهنگی در کشور شکل گرفته است. دو سال اول صرف معرفی، تشکیل ستاد و شورای این حوزه شد و زمانی لازم بود تا ما به توسعه زیر ساخت، تربیت نیرو، دایر کردن رشته، پرورش محقق و ایجاد همکاری های لازم بپردازیم. برای مثال، ما قبل از شکل گیری آزمایشگاه ملی نقشه برداری مغز و آزمایشگاه های دیگری که با حمایت ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی تاسیس شد، چنین زیرساختی را نداشتیم و پس از دایر شدن این رشته‌ها و تحصیل دانشجویان در این حوزه و همکاری های بین المل با چین، برزیل، فرانسه و … شکل گرفت. تمام این اتفاقات سبب شد تا کم کم به بازار فکر کنیم و اکنون خوشبختانه دارایی لازم را برای توسعه کسب و کارها داریم که با حمایت های ستاد توسعه ی علوم و فناوری های شناختی که با شکل گیری شتابدهنده شناختی کاگنوتک این امر تقویت شد. اما ما همچنان در حوزه علوم و فناوری های شناختی به صورت جدی وارد نشدیم و الان به نقطه ای رسیدیم که بتوانیم به تجاری سازی طرح ها بیاندیشیم. ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی در آستانه ی ورود به نسل دیگری از خدمات حاکمیتی است و کنش های جدی ای در جریان است که صنایعی از جمله رسانه، آموزش و پرورش، حوزه ی بازی ها، سلامت و … را وارد فضای شناختی کند. هر تیمی که حداقل های لازم را جهت ورود به کسب وکار داشته باشد می‌تواند از حمایت های ستاد برخوردار شود که این حمایت ها از تدوین طرح کسب و کاری تا استفاده از ابزار های مالی با صندوق نوآوری و صندوق پژوهش فرهنگی متنوع است.

فکر می‌کنید تا سال آینده این معاونت موفق به تجاری سازی چند طرح یا ایده شده است؟

دکتر مهدوی: ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی چند حوزه را به عنوان حوزه های راهبردی خود انتخاب کرده است. این حوزه ها شامل ارتقای سرمایه های شناختی جامعه، ارتقای تاب آوری ملی شناختی، سلامت شناختی( که دکتر جغتایی در این حوزه خیلی متمرکز هستند)، حوزه هایی مانند سالمندی و ارتقای شناختی افراد زیر 17 سال (به دلیل اینکه جامعه زیر 17 سال مستعد ارزیابی، پایش و ارتقای شناختی هستند و در واقع سرمایه شناختی محسوب می شوند).  جامعه زیر 17 سال و سالمندان در اولویت قرار دارند زیرا که مارکت در این حوزه ها زنده است، جامعه سالمندی ایران رو به افزایش است و اختلالاتی مانند دمانس و آلزایمر که در سنین بالای 60 سال پیش می آید بار مالی جدی ای برای خانواده ها دارد که تشخیص و پیشگیری به موقع بسیار اهمیت دارد، در این دو حوزه(سالمندی و کودکان زیر 17 سال) تا یک سال آینده بیشتر متمرکز هستیم و تسهیلات لازم، سرمایه گذاری، کمپین و فرصت های مالی خود را به این نواحی تخصیص خواهیم داد و به تدریج سایر حوزه ها و موضوعات را وارد دستور کار خود می‌کنیم.

پیش بینی می‌کنند بازار این حوزه در آینده رشد بسیار خوبی خواهد داشت. پیش بینی و چشم انداز شما در مورد بازار ایران در این حوزه چیست؟

میثم سهرابلو: تجربه نشان داده است ترند های جهانی در ایران با تاخیر وارد می‌شوند و ترند های حوزه تکنولوژی هم بر اساس چرخه ی گارتنر با وقفه ای حدودا 6 الی 7 ساله در جوامعی مانند جوامع ما مطرح می‌شود. سرمایه گذاران خطرپذیر قاعدتا به دو صورت سبد های خود را برای سرمایه گذاری می‌بندند. یک سری از این سبدها بر اساس پروژه های ترند شده دنیای تکنولوژی که ریسک بسیار بالایی هم دارند، بسته می‌شوند و بخش دیگر را به سرمایه گذاری های میان ریسک و کم ریسک اختصاص می دهند؛ اصولا پروژه هایی که کاربردی تر هستند. این قضیه در مورد سرمایه گذاران داخلی هم صدق می‌کند.

چرا شما به عنوان یک صندوق خطرپذیر، تا به حال روی طرح های شناختی سرمایه گذاری نکرده اید؟

میثم سهرابلو: برای ما هم این بازار پر ریسک است. شرکت هایی با سرمایه گذاری خطر پذیر هر ساله در خصوص تخصیص سرمایه های خود تصمیم می‌گیرند تا برای سرمایه گذاری های خود با چه عددی شروع کنند، و آیا اصلا سرمایه گذاری کنند یا نه؟ به دلیل شرایط سخت اقتصادی دو سال اخیر کشور، بحث هایی مانند سرمایه گذاری های خطر پذیر نسبت به سه الی چهار سال گذشته کم تر شده است، شرکت ما هم متاثر از فضای حاکم بر کشور مانند خیلی از شرکت های دیگر مجبور است که با احتیاط و با دقت بیشتری حرکت کند.

آیا از طرح های پژوهشی و پایان نامه هایی که ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی حمایت کرده، محصولی به بازار ارائه شده است؟

علیرضا کرد: معمولا حمایت های تجاری سازی از استارتاپ ها آغاز می‌شود، اما مدیران ارشد ستاد دید کلان تری هم به این قضیه داشتند. علاوه بر طرح های پژوهشی، از پایان نامه ها و مقالات هم حمایت های لازم را مبذول می‌کنند که این اتفاق بسیار خوبی است چون حمایت های ستاد توسعه ی علوم و فناوری های شناختی از همان مراحل مقدماتی کار شامل حال آنها خواهد شد. برنامه ای که ما در دستور کار داریم هم برای پژوهش ها و هم پایان نامه ها، این است که در این طرح ها ابتدا در کارگروه های ما بررسی شوند تا در ابتدا بررسی شود که کدام یک از طرح ها قابلیت تجاری شدن را دارد و جامعه به آن نیاز دارد.

دکتر مهدوی: همانطور که ما صرفا با داشتن هواپیما نمی‌توانیم حمل و نقل هوایی داشته باشیم در حوزه ی شناختی هم صرفا با داشتن تیم و ایده نمی‌توانیم حمل و نقل هوایی داشته باشیم در حوزه ی شناختی هم صرفا با داشتن تیم و ایده نمی‌توانیم به مرحله ی کسب و کار برسیم و رسیدن به این مرحله خود نیازمند رشد و بلوغ در این حوزه است، همانطور که از کودک 7 ساله نمی توان انتظار رانندگی داشت در اینجا هم ما نباید شتابزده عمل کنیم. همچنین اینکه نسبت به این موضوع هم نباید بی‌تفاوت باشیم و باید یک رشد منطقی ای را دنبال کنیم که خوشبختانه وضعیت ما در چرخه ی عمر قابل قبول و منطقی است. به این نقطه رسیده ایم که نیازمند توسعه ابزارهایمان به وسیله ی رشد و توسعه شتابدهنده های شناختی مان هستیم. همچنین اینکه باید با دیگر صنایع از جمله آموزش و پرورش ، رسانه و … نیز مشارکت و همکاری داشته باشیم.  ما در کشور حدود یک میلیارد ساعت، توان تحقیقاتی صرفا در بخش تحصیلات تکمیلی داریم که خب بخش عمده ای از این ظرفیت مشغول به تحقیقات و چاپ مقالات در ژورنال ها ی معتبر هستند اما چطور این ظرفیت نمی‌تواند به ثروت تبدیل شود. ما در مقایسه با کشور های همسایه تولید علم خوبی داریم، اما نسبت تولید علم به تکنولوژی پایین است و تبدیل این دو شاخص (علوم و تکنولوژی) به ثروت بسیار اندک است. سوال این است که ما چطور می‌توانیم تولید بالای علم را در کشور به تکنولوژی تبدیل کنیم و از این طریق منجر به تولید ثروت و رشد کسب و کارها شویم.

در زنجیره ی ارزش باید مجموعه اقداماتی نظیر اقدامات، سیاسی، نهادی، مالی و … فراهم باشد تا از رشد علم به تولید ثروت برسیم ما در حد توانمان در ستاد توسعه ی علوم و فناوری های شناختی در حال تکمیل این زنجیره هستیم. مسئله این است که ارتباط بین صنعت و دانشگاه برقرار نیست، در کشور های در حال توسعه صنعت به دانشگاه سفارش تحقیقات نمی دهد و تحقیقات انجام شده را صنعت بین المللی بهره برداری می کند، صنعت بین المللی هم از طریق واسطه درصد کمی از خود را به ما می‌فروشد و بدین ترتیب ما صنعتی کم تر توسعه یافته در کشور داریم در نتیجه حلقه ارتباط صنعت با دانشگاه در کشور ما شکل نمی‌گیرد، محقق ما در اصل در خدمت صنعت بین المللی است و در صنعت هم ما هیچ گاه صاحب صنعت نبودیم، بلکه از همان ابتدا صنعت را خریداری کرده ایم. از طرفی ما نباید خود را با کشورهایی که از قرن 17 و 18 توسعه صنعتی را آغاز کرده اند مقایسه کنیم، چرا که ما در ایران توسعه صنعتی را از اوایل دهه ی 40 آغاز کردیم. در هر صورت توسعه تمدن صنعتی امری زمان بر، هوشمندانه، نیازمند سیاست های پایدار و توسعه ی نهادهای مربوطه است.

دکتر مهدوی: ما قبل از انجام هر تحقیق و آزمایشی باید یک برنامه منسجم و قابل دفاع از علت انجام کار پژوهشی، اثربخشی و اهمیت آن داشته باشیم، اصطلاحا به چنین کاری “امکان سنجی” می گویند، امکان سنجی خود دو بخش دارد؛ اول اینکه به ما می‌گوید بر اساس چه نیازی چنین پژوهشی در حال انجام است، نیاز سنجی یا باید از سمت بازار و یا از طریق آینده پژوهی (روند پژوهی) به دست آمده باشد، بخش دوم طراحی مفهومی کاری که میخواهیم انجام بدهیم است بدین شکل که تعیین کنیم که کار تحقیقاتی بر چه مبانی علمی‌ای استوار است، موضوعات مورد نیاز آن به چیست، با چه فناوری های دیگری تکمیل می‌شود و در قالب چه محصول یا خدمتی قابل ارائه است. متاسفانه عمده ی کارهای تحقیقاتی که در کشور انجام می شود براساس امکان سنجی شکل نمی‌گیرند.

یکی از اقداماتی که ستاد در حال توسعه و استقرار آن است همین بحث “امکان سنجی” است بدین ترتیب که  باید طرح های پژوهشی و پایان نامه هایی که از طرف ستاد حمایت می شوند، متکی بر یک طرح امکان سنجی نگارش و تدوین شوند.

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
0